جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
475
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
از درون اين جنگلها آبى كه از كوهستان جريان مييابد از بسترهائى عبور مىكند گاهى باتلاق مىشود و گاهى نيز به صورت طغيان درمىآيد و در موسم بارانى سراسر ساحل را آبهاى راكدى فراميگيرد كه بخارهاى مضر از آن متصاعد مىشود و همه قسم خزندگان هم در آنجا لانه مىكنند و رمهاى از پشه و حشرات به هوا ميرود . 2 - جنگل و زمينهاى قابل كشت - جنگل از لب اين آبهاى كمعمق تا دامنهء كوهها امتداد دارد گاهى فاصلهء كوه بيشتر از دو ميل نيست و در بعضى جاها بيست ميل است . از ميان اين جنگلهاى انبوه مسافر با كمك راهنما كوره راهى مييابد كه فقط افراد محلى ميشناسند . باوجود اين در اين جنگلهاى مالارياخيز خانههاى روستائى در زير درختان از نظر پنهان است و در بعضى جاها زمينهاى صاف و هموارى هست كه براى كشت نيشكر و پنبه و برنج آماده كردهاند . هيچ فرد اروپائى به زندگى در اين نقاط مرطوب قادر نيست . هوا حركتى ندارد و احساس خفقان تقريبا دائمى است ، اما اهالى محل به زيستن در آنجا خو - گرفتهاند و با آنكه در معرض آفات رماتيسم و تب نوبه و استسقاء و تراخم و امراض ديگر چشماند باز به نظر نميرسد كه افرادى كمبنيه يا ضعيف باشند و آنچه را كه يك مازندرانى يا گيلانى كه به آب و هواى آنجا عادت يافته باشد قدرت تحمل دارد ، براى ساير ايرانيان خالى از خطر نيست . در آنجا ضربالمثلى مصداق گفتار قديم ايتاليائىها ، هست كه ترجمهاش اين است : « مرگ ميخواهى برو گيلان » و بالغ بر دويست سال پيش تاورنيه و شاردن هردو نوشتهاند : « هواى آنجا بقدرى ناسالم است كه مردم براى هر كسى كه رهسپار گيلان باشد ماتم ميگيرند و ميپرسند مگر وى دزدى يا خيانت كرده است كه پادشاه او را به گيلان ميفرستد » . فريزر كه براى بار دوم در سال 1834 تمام رشتههاى ساحلى را زير پا گذاشته نظريهء مساعدترى نسبت به آن ابراز نداشته چنان كه گفته است :